محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
242
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
مبلغ كلانى از گوهرها و ديگر نفايس . آلفونسو پادشاه قشتاله هنگامى كه القادر را به بازپس گرفتن تخت خود در طليطله يارى نمود - وقتى كه در اثر شورش از آن دورافتاده بود - از آنجا كه مىدانست صاحب چه گنجينهء بزرگى است به هرمناسبت او را در فشار قرار مىداد و مالى از او مىستد . اصولا سياست آلفونسو بر پايهء گرفتن ذخاير اموال امراى طوايف بود ، بدين طريق كه با انواع نيرنگهاى سياسى و نظامى آنان را به پرداخت جزيه وامىداشت و ديديم كه ايشان نيز چگونه براى پرداخت اموال خود به آلفونسو بر يكديگر سبقت مىگرفتند . القادر از ديگران توانگرتر بود ؛ زيرا به هنگامى كه او را به بلنسيه تبعيد كرده بودند در نهان اموال خود را از طليطله به بلنسيه آورده و در آنجا آنها را با احتياط تمام پنهان ساخته بود . اين اموال بعدها طمع السيد را تحريك كرد و چون به بلنسيه داخل شد - چنان كه خواهيم گفت - به همهء آنها دست يافت . السيد از مقر خود در كديه به سوى جبال البونت در حركت آمد - آنجا قلمرو فرمانروايى عبد اللّه بن قاسم بود - و در اراضى او دست به تاراج و كشتار زد و وادارش ساخت كه جزيهاى سالانه به مبلغ ده هزار دينار بپردازد ؛ سپس رهسپار جنوب شد و در ركانه واقع در مغرب بلنسيه لشكرگاه زد . بدينگونه السيد به سبب بيمى كه در دلها افگنده بود همهء اميرنشينهاى اين منطقه چون بلنسيه و مربيطر و البونت و شنتمريهء شرقى را به فرمان آورد و بر همه باژوساو بست و سپاه خود را از آنجا كه مستقر شده بود به اطراف مىفرستاد . در اين هنگام اوضاع در قشتاله تحول مىيافت . اين پيروزيهايى كه السيد در شرق اندلس به دست آورده بود ، در دل امپراتور آلفونسوى ششم حسد و بيم برانگيخته بود . « 9 » السيد در يارى امپراتور در جنگ دژ لييط ( يا اليدو ) تعلل ورزيده بود . اين جنگ در سال 481 ه / 1088 م ميان او و مرابطون درگرفته بود . مخالفان السيد در دربار اين فرصت را مغتنم شمرده ، او را به خيانت و نافرمانى متهم ساخته و آلفونسو را بر ضد او برانگيخته بودند . « 10 » فرمان پادشاه صادر شد كه السيد را به دژها و سراهاى
--> ( 9 ) . . 063 . p . , dibI : ladiP . M . R ( 10 ) . . 863 763 . p , . dibI : ladiP . M . R